معنی ۱neutral · 89%
ویژگیِ بسیار جذاب یا خوشایند بودن برای دیدن یا تجربه کردن
مثالهای طبیعی
We were amazed by the beauty of the mountains.
ما از زیبایی کوهها شگفتزده بودیم.
The region is famous for its natural beauty.
این منطقه بهخاطر زیبایی طبیعیاش مشهور است.
The painting's beauty is difficult to describe.
توصیف زیبایی این نقاشی دشوار است.
نکتهٔ کاربردی
`Beauty` وقتی جذابیت را بهعنوان یک ویژگی بیان میکند، معمولاً غیرقابلشمارش است.

