معنی ۱formal · 88%
اتاقی برای خوابیدن، بهویژه در توصیفهای ادبی یا تاریخی.
مثالهای طبیعی
The tour includes the restored royal bedchamber.
بازدید از اتاق خواب سلطنتیِ مرمتشده نیز بخشی از تور است.
In the story, footsteps approached the bedchamber at midnight.
در داستان، نیمهشب صدای قدمهایی شنیده میشد که به اتاق خواب نزدیک میشدند.
The crew decorated three bedchambers for the palace scenes.
گروه تولید برای صحنههای کاخ، سه اتاق خواب را تزیین کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای خانههای امروزی bedroom طبیعیتر است؛ bedchamber لحنی ادبی یا تاریخی دارد.
