شخص یا گروهی که با دیگری همراه یا متحد میشود، بهویژه در ائتلافی غیرمنتظره.
مثالهای طبیعی
Farmers and conservationists became unlikely bedfellows during the campaign.
کشاورزان و فعالان حفاظت از محیطزیست در جریان کارزار به متحدانی غیرمنتظره تبدیل شدند.
Shared opposition made the rival parties strange bedfellows.
مخالفت مشترک، دو حزب رقیب را به متحدانی عجیب تبدیل کرد.
The project united bedfellows with very different priorities.
این پروژه افرادی را با اولویتهای بسیار متفاوت در کنار هم قرار داد.
نکتهٔ کاربردی
در نوشتههای امروز، bedfellow غالباً به معنی متحد است، نه کسی که واقعاً در یک تخت میخوابد.
