معنی ۱neutral · 86%
زمانی که فرد معمولاً برای خواب به تخت میرود.
مثالهای طبیعی
It's bedtime, so turn off the TV.
وقت خواب است، پس تلویزیون را خاموش کن.
My bedtime is eight o'clock.
وقت خواب من ساعت هشت است.
The children have different bedtimes.
بچهها ساعتهای خواب متفاوتی دارند.
نکتهٔ کاربردی
بگویید It is bedtime یا at bedtime؛ هنگام صحبت دربارهٔ برنامهٔ خواب مشخص کودک، bedtime میتواند شمارشپذیر باشد.
ترکیبهای رایج
— هنگام خواب
