معنی ۱neutral · 85%
نوعی سبزی ریشهای، اغلب گرد و قرمز تیره، که خام یا پخته خورده میشود.
مثالهای طبیعی
She bought fresh beets for dinner.
او برای شام چغندر تازه خرید.
Peel the beet before slicing it.
پیش از ورقهکردن چغندر، پوستش را بگیر.
Our largest beet grew beside the carrots.
بزرگترین چغندر باغچهمان کنار هویجها رشد کرد.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی برای این سبزی معمولاً beetroot و در انگلیسی آمریکایی beet گفته میشود.
ترکیبهای رایج
— چغندر تنوری
