معنی ۱neutral · 86%
با اصرار و شدت زیاد از کسی چیزی خواستن، چون به آن نیاز شدید دارید یا آن را خیلی میخواهید.
مثالهای طبیعی
She begged her father to let her stay.
او به پدرش التماس کرد که اجازه بدهد بماند.
He begged for a second chance.
او برای گرفتن یک فرصت دوباره التماس کرد.
They begged the neighbours for help.
آنها از همسایهها با التماس کمک خواستند.
نکتهٔ کاربردی
Beg بسیار قویتر از ask است و غالباً بر فوریت، استیصال یا درخواست مکرر دلالت دارد.
ترکیبهای رایج
— با التماس درخواست کمک کردن
