معنی ۱neutral · 94%
شیوهای که یک شخص یا حیوان رفتار میکند
مثالهای طبیعی
The teacher praised the children's good behaviour.
معلم رفتار خوب بچهها را تحسین کرد.
His behaviour worried his parents.
رفتار او والدینش را نگران کرد.
Scientists study animal behaviour in the wild.
دانشمندان رفتار حیوانات را در طبیعت مطالعه میکنند.
نکتهٔ کاربردی
behaviour معمولاً غیرقابلشمارش است؛ در انگلیسی معمولی سطح A2 از a behaviour یا behaviours پرهیز کن.

