برای کسی مناسب یا لازم بودن که کاری را انجام دهد
مثالهای طبیعی
It behooves managers to explain difficult decisions clearly.
شایسته است مدیران تصمیمهای دشوار را بهروشنی توضیح دهند.
It would behoove us to verify the figures first.
بهتر است ابتدا ارقام را بررسی کنیم.
It behooves every applicant to read the conditions.
لازم است هر متقاضی شرایط را بخواند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی امروز، `behoove` بهشدت با ساخت غیرشخصی `it + object + to-infinitive` همراه است.
