معنی ۱neutral · 85%
یک موجود زنده، بهویژه یک انسان یا جانور.
مثالهای طبیعی
Every human being deserves respect.
هر انسانی شایستهٔ احترام است.
The forest is home to many living beings.
این جنگل زیستگاه موجودات زندهٔ فراوانی است.
A mysterious being stepped out of the spacecraft.
موجودی اسرارآمیز از فضاپیما بیرون آمد.
نکتهٔ کاربردی
Being در نقش اسم شمارشپذیر است. آن را با being در عبارت is being که بخشی از فعل است، اشتباه نگیرید.
ترکیبهای رایج
— انسان
