معنی ۱neutral · 86%
مربوط به بلژیک، مردم آن یا فرهنگ آن.
مثالهای طبیعی
We shared some Belgian chocolate after lunch.
بعد از ناهار با هم مقداری شکلات بلژیکی خوردیم.
Our Belgian hosts showed us around Brussels.
میزبانهای بلژیکیمان ما را در بروکسل گرداندند.
The new colleague is Belgian.
همکار جدیدمان بلژیکی است.
نکتهٔ کاربردی
Belgian بهعنوان صفت ملیتی با حرف بزرگ نوشته میشود؛ a Belgian بهعنوان اسم به فردی اهل بلژیک اشاره دارد.
ترکیبهای رایج
— شکلات تولیدشده در بلژیک یا مرتبط با آن
