فکر کردن اینکه چیزی درست است یا اعتماد داشتن به اینکه کسی حقیقت را میگوید.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
باور کردن
Deutsch
glauben
Հայերեն
հավատալ
havatal
مثالهای طبیعی
I believe you.
من حرفت را باور میکنم.
She believes that he is right.
او باور دارد که او درست میگوید.
