کسی که قویاً باور دارد یک ایده یا روش درست یا مفید است.
مثالهای طبیعی
I am a firm believer in daily exercise.
من اعتقاد راسخی به ورزش روزانه دارم.
Our manager is a believer in flexible hours.
مدیرمان از طرفداران ساعت کاری انعطافپذیر است.
The believers in the plan continued raising funds.
معتقدان به این طرح به جمعآوری کمک مالی ادامه دادند.
نکتهٔ کاربردی
A believer in something به ایدهای باور دارد؛ ساختار فعلیِ متناظر آن believe in است.
