معنی ۱neutral · 90%
شیئی فلزی یا دستگاهی که برای اعلام یک پیام یا علامت، صدای زنگ تولید میکند
مثالهای طبیعی
The bell rang at the end of class.
در پایان کلاس زنگ به صدا درآمد.
Someone is ringing the door bell.
کسی دارد زنگ در را میزند.
We heard the church bells across the town.
ما صدای ناقوسهای کلیسا را در سراسر شهر شنیدیم.
نکتهٔ کاربردی
`Bell` میتواند هم به خودِ شیء و هم به دستگاهی اشاره کند که برای اعلام یک پیام، صدای زنگ تولید میکند.
ترکیبهای رایج
— زنگ یا ناقوس را به صدا درآوردن

