معنی ۱neutral · 85%
بنا یا سازهای با چشمانداز خوب که برای تماشای منظره ساخته شده است.
مثالهای طبیعی
The hilltop belvedere overlooks the entire valley.
از بنای تماشای منظره بر فراز تپه، تمام دره پیدا بود.
Visitors climbed to a belvedere above the gardens.
بازدیدکنندگان به بنایی برای تماشای منظره در بالای باغها رفتند.
The owners restored two belvederes beside the house.
مالکان دو بنای دیدبانیِ منظره را در کنار خانه مرمت کردند.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در توصیف باغآرایی و معماری دیده میشود.
