معنی ۱neutral · 89%
بخش خمیده یا پیچ در یک جاده، رودخانه، لوله یا چیزی مشابه
مثالهای طبیعی
Slow down before the sharp bend ahead.
پیش از پیچ تندی که جلوتر است، سرعتت را کم کن.
The village lies beyond a bend in the river.
روستا آنسوی یک پیچ رودخانه قرار دارد.
He disappeared around the next bend.
او پشت پیچ بعدی ناپدید شد.
نکتهٔ کاربردی
از `bend` برای جایی استفاده میشود که مسیر بهصورت منحنی تغییر جهت میدهد.
ترکیبهای رایج
— پیچ تندی که در آن جهت بهسرعت تغییر میکند

