معنی ۱neutral · 86%
عمل یا فرایند خم کردن چیزی یا خم شدن آن
مثالهای طبیعی
Repeated bending can weaken thin metal.
خم کردن مکرر ممکن است فلز نازک را ضعیف کند.
Bending at the knees protects your back.
خم شدن از زانوها از کمر محافظت میکند.
The pipe cracked during bending.
لوله هنگام خمکاری ترک خورد.
نکتهٔ کاربردی
bending نام عمل یا فرایند است. Bend the pipe (فعل) را با repeated bending (اسم) مقایسه کنید.
ترکیبهای رایج
— خم کردنِ چندباره
