معنی ۱formal · 86%
دعای خیر یا طلب برکتِ شفاهی، بهویژه در پایان مراسم مذهبی.
مثالهای طبیعی
The minister pronounced the benediction before everyone left.
پیش از آنکه همه بروند، کشیش دعای خیر پایانی را خواند.
A brief benediction followed the couple’s vows.
پس از ادای سوگندهای آن زوج، دعای خیر کوتاهی خوانده شد.
The ceremony concluded with two benedictions.
مراسم با دو دعای خیر به پایان رسید.
نکتهٔ کاربردی
در زمینههای مذهبی و تشریفاتی به کار میرود؛ گاهی هم بهصورت استعاری به برکتی خوشایند اشاره دارد.
