معنی ۱neutral · 90%
کسی که با پول یا کمکهای دیگر از شخص یا کاری پشتیبانی میکند.
مثالهای طبیعی
An anonymous benefactor paid for the new library.
نیکوکاری ناشناس هزینهٔ ساخت کتابخانهٔ جدید را پرداخت کرد.
The museum thanked its benefactors at the ceremony.
موزه در مراسم از خیرین خود تشکر کرد.
She became a benefactor of the neighborhood clinic.
او از حامیان مالی درمانگاه محله شد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه به کمک و حمایت اشاره دارد و الزاماً رابطهٔ شخصی را نمیرساند.
