معنی ۱formal · 90%
شخص یا سازمانی که از یک ترتیبات مشخص پول، دارایی، حق یا منفعت دیگری دریافت میکند
مثالهای طبیعی
She was named the sole beneficiary of her uncle's estate.
او بهعنوان تنها ذینفع املاک عمویش تعیین شد.
Each beneficiary must provide identification before receiving the payment.
هر ذینفع باید پیش از دریافت پرداخت، مدرک شناسایی ارائه کند.
The scheme's main beneficiaries are low-income households.
ذینفعان اصلی این طرح، خانوارهای کمدرآمد هستند.
نکتهٔ کاربردی
`Beneficiary` بر دریافتکنندهٔ یک منفعت مشخص تأکید میکند، بهویژه در زمینههای حقوقی، مالی یا سیاستی.
