مربوط به مردم، زبان یا فرهنگ بنگالی در بنگلادش و شرق هند.
مثالهای طبیعی
A Bengali singer performed at the neighborhood festival.
خوانندهای بنگالی در جشن محله اجرا کرد.
We tried traditional Bengali dishes at the new restaurant.
در رستوران جدید غذاهای سنتی بنگالی را امتحان کردیم.
Her poetry remains distinctly Bengali in its imagery.
تصویرسازی شعرهای او همچنان رنگوبویی کاملاً بنگالی دارد.
نکتهٔ کاربردی
Bengali با حرف بزرگ نوشته میشود. این واژه بهعنوان اسم نیز نام زبان است، اما در این مثالها نقش صفت دارد.
