benign
C1صفت/US /bɪnˈaɪn/ bĭn-ĪN; UK /bɪnˈaɪn/ bĭn-ĪN/
جید
JadoLearn Dictionary
معنی benign به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جید
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خونگرم، گونه، باشفقت
خوش دهن
صحت بخش
فیض بخش، توفیق دهنده
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.