معنی ۱informal · 90%
رفتار با انرژی شدید و مهارنشده، اغلب بر اثر خشم یا هیجان.
مثالهای طبیعی
The fans went berserk when their team scored.
هواداران وقتی تیمشان گل زد از شدت هیجان از خود بیخود شدند.
A berserk driver shouted at everyone nearby.
رانندهای خشمگین سر همهٔ اطرافیان داد کشید.
The printer went berserk after the update.
چاپگر پس از بهروزرسانی از کنترل خارج شد.
نکتهٔ کاربردی
در گفتار غیررسمی اغراقآمیز است و میتواند هیجان یا خشم را برساند.
