تخت یا فضای اختصاصیافته برای خوابیدن در کشتی یا قطار.
مثالهای طبیعی
We booked a berth for the overnight crossing.
برای سفر شبانه با کشتی یک تخت خواب رزرو کردیم.
The lower berth was easier for her to reach.
رسیدن به تخت پایین برای او آسانتر بود.
Two berths were available in the small cabin.
در کابین کوچک دو تخت خواب خالی بود.
نکتهٔ کاربردی
berth محل خواب است که ممکن است داخل یک اتاق یا کابین مشترک باشد.
