معنی ۱formal · 86%
با فوریت و احساس شدید از کسی خواستن کاری انجام دهد یا چیزی بدهد
مثالهای طبیعی
I beseech you to reconsider the sentence.
از شما التماس میکنم در حکم تجدیدنظر کنید.
They besought the governor to spare the prisoner.
آنها با التماس از فرماندار خواستند جان زندانی را ببخشد.
She beseeched him for one final meeting.
او با التماس از او یک دیدار نهایی خواست.
نکتهٔ کاربردی
`Beseech` بهوضوح رسمی یا ادبی است؛ در گفتار روزمره `beg` رایجتر است.
