معنی ۱archaic · 90%
برازنده یا شایستهٔ یک شخص، جایگاه یا موقعیت بودن؛ فعلی کهن
مثالهای طبیعی
Such arrogance does not beseem a leader.
چنین تکبری برازندهٔ یک رهبر نیست.
It beseems a judge to remain impartial.
شایستهٔ یک قاضی است که بیطرف بماند.
It would ill beseem me to mock their grief.
شایستهٔ من نیست که غم آنان را به ریشخند بگیرم.
نکتهٔ کاربردی
beseem فعلی متعدی، کهن و کمکاربرد به معنی «برازنده یا شایستهٔ کسی یا چیزی بودن» است.
