معنی ۱neutral · 94%
بیشترین تلاش یا بالاترین کیفیتی که کسی میتواند به آن برسد
مثالهای طبیعی
Just do your best in the exam.
فقط در امتحان تمام تلاشت را بکن.
She tried her best until the final minute.
او تا آخرین دقیقه تمام تلاشش را کرد.
This is the best I can do today.
این بهترین کاری است که امروز میتوانم انجام دهم.
نکتهٔ کاربردی
best اغلب با یک واژهٔ ملکی میآید: my best، your best، his best یا their best.
ترکیبهای رایج
— تا جایی که میتوانی تلاش کردن

