اعطا کردن افتخار، عنوان، حق یا هدیهای ارزشمند به کسی به شیوهای رسمی یا تشریفاتی.
مثالهای طبیعی
The university bestowed an honorary degree on her.
دانشگاه به او مدرک افتخاری اعطا کرد.
A title was bestowed on him by the monarch.
پادشاه عنوانی را به او اعطا کرد.
The council is bestowing its highest award upon volunteers.
شورا در حال اعطای عالیترین جایزهٔ خود به داوطلبان است.
نکتهٔ کاربردی
این فعل رسمی است؛ در مکالمهٔ روزمره معمولاً «give» یا «award» رایجتر است.
