معنی ۱formal · 86%
دارای دو محور یا اثرگذار در دو جهتِ محوریِ متفاوت.
مثالهای طبیعی
The laboratory performed a biaxial stress test.
آزمایشگاه آزمون تنش دومحوره انجام داد.
The fabric experienced biaxial tension during stretching.
پارچه هنگام کشیده شدن تحت کشش دومحوره قرار گرفت.
This system is biaxial, not uniaxial.
این سامانه دومحوره است، نه تکمحوره.
نکتهٔ کاربردی
عمدتاً در مهندسی، علم مواد و توصیف سامانههای دارای دو محور استفاده میشود.
