پژوهشگری که کتابها و آثار منتشرشده را بررسی میکند و فهرستهایی منظم از آنها تهیه میکند.
مثالهای طبیعی
A bibliographer traced every known edition of the novel.
یک کتابشناس همهٔ چاپهای شناختهشدهٔ آن رمان را ردیابی کرد.
The library hired two bibliographers to examine its rare books.
کتابخانه دو کتابشناس استخدام کرد تا کتابهای کمیابش را بررسی کنند.
For this catalogue, the bibliographer verified each publication date.
کتابشناس برای تهیهٔ این فهرست، تاریخ انتشار تکتک آثار را راستیآزمایی کرد.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در نشر، کتابخانههای پژوهشی و تاریخ کتاب به کار میرود.
