کسی که دوچرخه میراند، بهویژه در خیابان یا برای ورزش.
مثالهای طبیعی
Drivers should leave room when passing a bicyclist.
رانندهها هنگام سبقت از دوچرخهسوار باید فاصلهٔ کافی رعایت کنند.
More than fifty bicyclists joined the charity ride.
بیش از پنجاه دوچرخهسوار در دوچرخهسواری خیریه شرکت کردند.
A bicyclist stopped to let the pedestrians cross.
دوچرخهسواری ایستاد تا عابران پیاده از خیابان عبور کنند.
نکتهٔ کاربردی
Cyclist در بسیاری از گونههای انگلیسی رایجتر است؛ bicyclist بهویژه در انگلیسی آمریکایی آشناست.
