bid
A1اسم/US /bɪd/ bĭd; UK /bɪd/ bĭd/
مزایده، توپ زدن، قیمت خرید
JadoLearn Dictionary
معنی bid به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مزایده، توپ زدن، قیمت خرید
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مناقصه، پیشنهاد مناقصه
سفارش دادن، راسته، دستور
فرمودن، تحکم، امر
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
تهمت، مطالبه هزینه، اتهام
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.