از نظر اندازهٔ فیزیکی بزرگ بودن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بزرگ
Deutsch
groß
Հայերեն
մեծ
mets
مثالهای طبیعی
The elephant is big.
فیل بزرگ است.
She drives a big car.
او یک ماشین بزرگ میراند.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /bɪɡ/آمریکایی: /bɪɡ/
یکبخشی است و تأکید کامل روی آن قرار دارد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بزرگ
Deutsch
groß
Հայերեն
մեծ
mets
The elephant is big.
فیل بزرگ است.
She drives a big car.
او یک ماشین بزرگ میراند.
Their house looks bigger from here.
خانهٔ آنها از اینجا بزرگتر به نظر میرسد.
برای افراد، حیوانات، اشیا و مکانهایی که اندازهٔ فیزیکی بزرگی دارند از big استفاده کنید.
My car is very large big.
My car is very big.
دو صفت با معنی یکسان را نباید با هم استفاده کرد.
big چیزی را توصیف میکند که اندازهٔ فیزیکی بزرگی دارد. این صفت میتواند قبل از اسم یا بعد از be بیاید.
جملهای را انتخاب کنید که big در آن درست استفاده شده است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بزرگ
Deutsch
groß
Հայերեն
մեծ
mets
This is a big problem for our team.
این یک مشکل بزرگ برای تیم ما است.
They made a big decision yesterday.
آنها دیروز یک تصمیم مهم گرفتند.
How big is the risk?
این خطر چقدر جدی است؟
big اغلب برای توصیف میزان جدی بودن یا اهمیت یک مشکل، تصمیم یا تغییر استفاده میشود.
از big همراه با کلماتی مانند problem و decision استفاده کنید تا اهمیت یا جدی بودن چیزی را بیان کنید.
معنی big در عبارت a big decision چیست؟