معنی ۱neutral · 86%
مایوی دوتکه که بخش بالاتنه و پایینتنهٔ آن جدا از هماند.
مثالهای طبیعی
She packed a bikini and a beach towel.
او یک بیکینی و حولهٔ ساحلی در چمدانش گذاشت.
Do you have this bikini in a larger size?
از این بیکینی سایز بزرگتر دارید؟
The swimmer wore a blue bikini.
آن شناگر بیکینی آبی پوشیده بود.
نکتهٔ کاربردی
بیکینی بالاتنه و پایینتنهٔ جدا دارد؛ swimsuit واژهای کلیتر است و مدلهای یکتکه را هم دربرمیگیرد.
ترکیبهای رایج
— تکهٔ بالایی مایوی دوتکه
