معنی ۱neutral · 89%
علم بررسی مواد شیمیایی و فرایندهای شیمیایی در موجودات زنده.
مثالهای طبیعی
Mina chose biochemistry as her university major.
مینا زیستشیمی را بهعنوان رشتهٔ دانشگاهی خود انتخاب کرد.
Advances in biochemistry have improved our understanding of enzymes.
پیشرفتهای زیستشیمی درک ما از آنزیمها را بهتر کردهاند.
His research combines biochemistry with genetics.
پژوهش او زیستشیمی را با ژنتیک ترکیب میکند.
نکتهٔ کاربردی
biochemistry نام حوزهٔ علمی است؛ biochemist به کسی گفته میشود که در این حوزه کار میکند.
