معنی ۱neutral · 85%
کسی که دربارهٔ زندگی فرد دیگری پژوهش میکند و شرح حال او را مینویسد.
مثالهای طبیعی
The biographer interviewed the novelist’s childhood friends.
زندگینامهنویس با دوستان دوران کودکی آن رماننویس مصاحبه کرد.
A respected biographer discussed her latest book.
زندگینامهنویسی معتبر دربارهٔ تازهترین کتابش صحبت کرد.
Biographers often examine letters, diaries, and public records.
زندگینامهنویسان اغلب نامهها، دفترهای خاطرات و اسناد عمومی را بررسی میکنند.
نکتهٔ کاربردی
biographer کسی است که زندگینامه مینویسد؛ فردی که زندگی او موضوع کتاب است subject نام دارد.
