شامل دو شخص، گروه یا سازمان بهعنوان دو طرف مشارکتکننده.
مثالهای طبیعی
The union and employer signed a bipartite agreement.
اتحادیه و کارفرما توافقی دوطرفه امضا کردند.
Officials held bipartite talks about border access.
مقامها دربارهٔ دسترسی به مرز گفتوگوهای دوجانبه برگزار کردند.
The panel was bipartite, with members from both organizations.
این هیئت از نمایندگان هر دو سازمان تشکیل شده بود.
نکتهٔ کاربردی
bipartite بر دو طرف تأکید دارد، اما bipartisan مشخصاً به حمایت دو حزب سیاسی اشاره میکند.
