معنی ۱neutral · 95%
رویدادی که در آن یک نوزاد به دنیا میآید
مثالهای طبیعی
They celebrated the birth of their daughter.
آنها تولد دخترشان را جشن گرفتند.
The baby was healthy at birth.
نوزاد هنگام تولد سالم بود.
The hospital recorded twenty births last week.
بیمارستان هفتهٔ گذشته بیست تولد را ثبت کرد.
نکتهٔ کاربردی
at birth یعنی در زمان تولد. date of birth نیز در فرمها بسیار رایج است.
ترکیبهای رایج
— نوزادی را به دنیا آوردن

