معنی ۱neutral · 88%
عمل تقسیمکردن شکل، خط یا مقدار به دو قسمت برابر.
مثالهای طبیعی
The teacher demonstrated angle bisection on the board.
معلم روش نصفکردن زاویه را روی تخته نشان داد.
Repeated bisections narrowed the interval around the answer.
نصفکردنهای پیاپی، بازهٔ جستوجو پیرامون پاسخ را کوچکتر کرد.
A precise bisection produces two equal angles.
نصفکردن دقیق یک زاویه، دو زاویهٔ برابر به دست میدهد.
نکتهٔ کاربردی
bisection مستلزم دو بخش برابر است؛ صرفِ بریدن چیزی به دو قسمت نامساوی، نصفکردن دقیق نیست.
