bitter
A1اسم/US /bˈɪtɚ/ BĬT-ər; UK /bˈɪtɚ/ BĬT-ər/
تلخ، طعنه آمیز، مر
JadoLearn Dictionary
معنی bitter به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تلخ، طعنه آمیز، مر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تند، دبش، گس
نیشدار، برنده، دیز
تند، تند زبان، درشت
گوشه دار، پر ادویه
گزنده
قلمه زنی، خزع، قلمه گیاه
طاقت فرسا، سخت گیر، شداد
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.