معنی ۱neutral · 87%
مادهٔ نفتی غلیظ، چسبناک و تیره که بهویژه برای روسازی جاده به کار میرود.
مثالهای طبیعی
Workers heated the bitumen before laying the road surface.
کارگران پیش از آسفالتکردن سطح جاده قیر را گرم کردند.
Bitumen becomes softer when it gets warm.
قیر با گرمشدن نرمتر میشود.
The contractor ordered more bitumen for the driveway.
پیمانکار برای مسیر ورودی خودرو قیر بیشتری سفارش داد.
نکتهٔ کاربردی
bitumen مادهٔ چسباننده است؛ asphalt اغلب به مخلوط روسازی حاوی سنگدانه هم گفته میشود.
