معنی ۱neutral · 90%
نرمتنی که بدنش درون دو کفهٔ صدف متصل به هم قرار دارد.
مثالهای طبیعی
A mussel is a familiar bivalve.
صدف سیاه نمونهٔ آشنای یک نرمتن دوکفهای است.
Many bivalves filter tiny particles from seawater.
بسیاری از دوکفهایها ذرات ریز را از آب دریا فیلتر میکنند.
She found a living bivalve under the wet sand.
او زیر شنهای خیس یک نرمتن دوکفهای زنده پیدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
دوکفهای دو نیمهٔ صدف دارد که با لولا به هم متصلاند؛ حلزون معمولاً تنها یک صدف دارد.
