اطلاعاتی را که قرار بوده خصوصی بماند، معمولاً بیاحتیاطی، فاش کردن.
مثالهای طبیعی
Please do not blab about the surprise party.
لطفاً راز مهمانی غافلگیرکننده را لو نده.
He blabbed our plans to the entire class.
او برنامههای ما را برای همهٔ همکلاسیها فاش کرد.
Someone always blabs when the news is confidential.
وقتی خبر محرمانه باشد، همیشه کسی پیدا میشود که آن را لو بدهد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل غیررسمی است و معمولاً لحنی انتقادی دارد؛ با about یا to یا مفعولِ مستقیمِ secret میآید.
