معنی ۱informal · 80%
کسی که بدون ملاحظه اطلاعات خصوصی دیگران را بازگو میکند.
مثالهای طبیعی
Do not tell Leo; he is a blabber.
به لئو چیزی نگو؛ او دهانلق است.
Everyone knew that the blabber would spread the news.
همه میدانستند آن آدم دهانلق خبر را پخش خواهد کرد.
She accused the blabber of repeating private conversations.
او آن فرد دهانلق را به بازگوکردن گفتوگوهای خصوصی متهم کرد.
نکتهٔ کاربردی
استفاده از blabber بهعنوان اسمِ شخص کمیاب و محاورهای است؛ در گفتوگو blabbermouth طبیعیتر است.
