معنی ۱neutral · 90%
داشتن تیرهترین رنگ، مانند زغالسنگ یا آسمان شب بدون نور.
مثالهای طبیعی
She wears a black dress.
او یک لباس مشکی میپوشد.
The phone is black.
گوشی مشکی است.
This paint looks blacker in the shade.
این رنگ در سایه مشکیتر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
برای توصیف رنگ اشیا، لباسها، حیوانات و چیزهای دیگر از black استفاده کنید. این صفت میتواند قبل از اسم یا بعد از فعلهای ربطی مانند be و look بیاید.
ترکیبهای رایج
— استفاده از فقط رنگهای مشکی و سفید

