معنی ۱neutral · 90%
تکهای بزرگ از جنس ضخیم که برای گرم نگه داشتن فرد استفاده میشود
مثالهای طبیعی
She wrapped herself in a warm blanket.
او خودش را در یک پتوی گرم پیچید.
Could we have another blanket for the bed?
میتوانیم یک پتوی دیگر برای تخت داشته باشیم؟
Volunteers handed out blankets to the families.
داوطلبان میان خانوادهها پتو توزیع کردند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی به پوشش فیزیکی اشاره دارد، `blanket` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— پتویی که با برق گرم میشود

