معنی ۱informal · 87%
حرفهای دلنشین و چاپلوسانه برای متقاعد کردن دیگران، اغلب بدون صداقتِ چندان.
مثالهای طبیعی
The customer saw through the salesperson’s cheerful blarney.
مشتری فریب چربزبانیِ شاد و پرانرژی فروشنده را نخورد.
His blarney usually wins over the older relatives.
چربزبانی او معمولاً دل خویشاوندان مسنتر را به دست میآورد.
I am not convinced by all that blarney.
اینهمه چربزبانی مرا قانع نمیکند.
نکتهٔ کاربردی
بهویژه با گفتار خودمانیِ ایرلندی تداعی میشود، اما در جاهای دیگر هم شناخته شده است.
