معنی ۱neutral · 87%
با انفجار یا نیروی بسیار قدرتمند چیزی را آسیب زدن، تخریب کردن یا جابهجا کردن
مثالهای طبیعی
Engineers blasted the rock to create space for the tunnel.
مهندسان سنگ را منفجر کردند تا برای تونل جا باز شود.
Strong winds blasted sand against the exposed windows.
بادهای شدید شن را با قدرت به پنجرههای بیحفاظ میکوبیدند.
Workers blasted away the remaining section of the cliff.
کارگران بخش باقیماندهٔ صخره را با انفجار از بین بردند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بر اثر فیزیکی نیرومند تمرکز دارد که اغلب از انفجار، باد یا فشار ناشی میشود.
