معنی ۱neutral · 85%
آتشسوزی بزرگ و شدیدی که با قدرت میسوزد.
مثالهای طبیعی
Firefighters contained the blaze before midnight.
آتشنشانان پیش از نیمهشب آتشسوزی را مهار کردند.
A small spark started a blaze near the trees.
جرقهای کوچک نزدیک درختان آتشسوزی بزرگی به راه انداخت.
The blaze destroyed several storage units.
آتشسوزی چند انبار را نابود کرد.
نکتهٔ کاربردی
blaze آتشی شدید را توصیف میکند، نه شعلهٔ کوچک و کنترلشدهٔ شمع.
