بهدلیل آسیب یا وضعیت پزشکی از بدن خون از دست دادن
مثالهای طبیعی
His hand was bleeding heavily after the glass broke.
پس از شکستن شیشه، دست او بهشدت خونریزی میکرد.
The wound continued to bleed despite firm pressure.
با وجود فشار محکم، زخم همچنان خونریزی میکرد.
She is bleeding from a deep cut above her eyebrow.
از بریدگی عمیقی بالای ابرویش خون میآید.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی فیزیکی، `bleed` معمولاً لازم است و منبع خونریزی میتواند پس از `from` بیاید.
