معنی ۱neutral · 89%
مخلوط یا ترکیبی از عناصر مختلف که در کنار هم یک کل را میسازند
مثالهای طبیعی
The tea is a blend of herbs from three regions.
این چای ترکیبی از گیاهان سه منطقه است.
The building achieves a striking blend of old and new.
این ساختمان ترکیب چشمگیری از قدیم و جدید ایجاد کرده است.
Their latest album combines several unusual blends of electronic styles.
آخرین آلبوم آنها چند ترکیب نامعمول از سبکهای الکترونیک را کنار هم میآورد.
نکتهٔ کاربردی
`Blend` نشان میدهد عناصر متفاوت با هم ترکیب شدهاند اما ممکن است همچنان ویژگیهای قابل تشخیص خود را داشته باشند.
